یك سلول خائن در بدن شناسایی شد

دانشمندان موفق شدند در جدیدترین مطالعات خود آن دسته از سلول های سیستم ایمنی را که به رشد سرطان کمک می کنند و حکم خائن را برای بدن دارند، شناسایی کنند.

دانش پژوهان می گوید سلول های ایمنی موسوم به "سلول های سرکوب کننده مشتق شده میلوئیدی"  فضای مناسب را برای زنده ماندن سلول های بنیادی سرطان فراهم می کنند.

گفته می شود سلول های بنیادی سرطان در برابر شیمی درمانی و پرتو درمانی مقاوم هستند این در حالی است که درمان کامل سرطان مستلزم کشته شدن سلول های بنیادی سرطانی است.

محققان سلول های رایج ترین و کشنده ترین نوع سرطان تخمدان را که اغلب به شیمیایی درمانی مقاوم است و بیماری پس از درمان دوباره عود می کند، بررسی کردند.

آنها می گویند اگر درمانی برای مبارزه با عملکرد این سلول های ایمنی پشتیبان سرطان شناسایی شود، درمان سرطان آسان خواهد شد.

سرطان رشد غیرقابل مهار سلول های بدخیم و غیر طبیعی در بدن است که به طور خودکار چندین برابر اندازه طبیعی رشد می کنند و به بافت های دیگر در نزدیکی منبع اولیه و یا در بخش های دور دست تری از بدن یورش می برند.

نتایج این تحقیقات در نشریه Immunity منتشر شده است.

ذخیره 900 ترابایت اطلاعات روی یک گرم باکتری.....باکتری‌ها دیسک سخت می‌شوند!

باکتری‌های ای-کولی به دلیل بیماریزا بودن بسیار بدنام هستند اما گروهی از دانشجویان چینی برای این موجود اعتباری جدید و نو به ارمغان آورده اند و می خواهند کاربرد آن را با تبدیل کردن ای-کولی ها به ابزاری برای ذخیره اطلاعات، تغییر دهند. به گزارش خبرگزاری مهر، این محققان شیوه ای چنان موثر برای ذخیره اطلاعات بر روی DNA این باکتری ها یافته اند که میزان ذخیره اطلاعات بر روی یک گرم از این باکتری ها با میزان اطلاعات ذخیره شده بر روی 450 دیسک سخت دو ترابایتی برابری می کند.
این ابزار زیستی ذخیره اطلاعات با اینکه به تازگی در حال متولد شدن است اما پدیده ای جدید به شمار نمی رود و تا کنون بیش از یک دهه بر روی آن مطالعه و تحقیق انجام گرفته است. اما با این حال تا کنون رمزگذاری اطلاعات بر روی DNA این باکتری ها نمایشی و تنها به منظور نشان دادن عملی بودن این روند بوده است.
 
برای مثال چند سال پیش گروهی از دانشمندان ژاپنی معادله نسبیت انیشتین را بر روی DNA این باکتری رمز نویسی کردند تا نشان دهند این کاری شدنی است، سه سال پس از آن محققان در هنگ کنگ نشان دادند نه تنها می توان متن را بر روی این باکتری ها ذخیره کرد، بلکه تصویر، موسیقی و فایلهای ویدیویی را نیز می توان در DNA باکتری های ای-کولی گنجاند.
 

محققان چینی شیوه ای را برای تعبیه کردن اطلاعات فشرده شده به صورت توده ای ارائه کردند که می توان آنها را در سلولهای مختلف باکتری قرار داده و نقشه این سلولها را برای دسترسی آسان به اطلاعات ثبت کرد. محققان حتی سیستم امنیتی قدرتمندی را برای این سیستم زیستی ذخیره اطلاعات ابداع کرده اند که با کمک آن اطلاعات به شیوه ای غیر قابل نفوذ بر روی DNA ذخیره می شود.
سیستم ذخیره زیستی به صورت تئوری از قابلیت ذخیره کردن حجم بزرگی از اطلاعات در فضایی بسیار محدود برخوردار است و از آنجا که باکتری که به صورت مداوم در حال تکثیر هستند، می توانند اطلاعات را برای چندین قرن در خود حفظ کنند اما کاربرد این ابزار در اینجا به پایان نمی رسد.
بر اساس گزارش پاپ ساینس، محققان در جستجوی یافتن راهی هستند تا با کمک آن بتوانند اطلاعات اضافی را بر روی محصولات کشاورزی تراریخته ثبت کنند و از آن به عنوان بارکدهای زیستی استفاده کنند، با استفاده از چنین بارکدهایی می توان منشا بسیاری از محصولات کشاورزی تراریخه را مشخص کرده و میزان مصرف نوعی خاص از این محصولات را پیگیری کرد.

 

باکتری‌ها زندگی را شادتر می‌کنند

ام.واکایی در آغاز قرار بود درمانی تازه برای سرطان باشد؛ ایده این بود که با تزریق باکتری،‌ سیستم ایمنی بدن تحریک شود تا تومور را از بین ببرد. اما متاسفانه این روش در اولین مرحله آزمایشی خود بر روی بیماران مبتلا به سرطان ریه، ‌تاثیر مثبت چندانی بر روند بهبود بیماری سرطان نشان نداد، ‌اما در عوض تاثیری غیرمنتظره داشت: کسانی که باکتری به بدنشان تزریق شده بود به نحو چشم‌گیری خلقشان بالا رفت و کیفیت زندگی‌شان به شدت بهبود یافت.

به گزارش نیوساینتیست، چارلز الکه،‌ مدیر موسسه درمان‌های ایمنی لندن،‌ در مورد این مطالعه می گوید: «قرار بود که این یک مطالعه دو سر کور باشد. اما خب، ‌محققین اغلب به دلیل رویکردی که دارند، متوجه می‌شوند که چه کسی چه درمانی را دریافت کرده است. آن‌ها متوجه شدند که در این گروه، عده‌ای ناگهان بهتر شدند.» (مطالعه دو سر کور به مطالعه‌ای گفته می‌شود که افراد شرکت‌کننده و محققینی که ناظر بر مطالعه هستند، از هدف مطالعه خبر ندارند - م)

اما تزریق یک باکتری چه طور می‌تواند خلق یک نفر را بالا ببرد؟ در حقیقت ما هنوز نمی‌دانیم! مطالعاتی که بر روی حیوانات انجام شده پیشنهاد می‌کند که میکوباکتریوم واکایی، پاسخی را از جانب سیستم ایمنی بدن به دنبال دارد که باعث می‌شود سلول‌های عصبی قشر پیش‌پیشانی مغز،‌ مقادیر زیادی سروتونین آزاد کند و بدین ترتیب، خلق و بهزیستی بالا می‌رود.

شاید این نتیجه خیلی عجیب باشد،‌چون چنین تحریکی از طرف سیستم ایمنی باید افسردگی به بار بیاورد (یعنی درست برخلاف آن‌چه اتفاق افتاد). اما این داستان مفصل‌تر از این حرف‌ها است. به گفته گراهام روک از دانشکده پزشکی کالج لندن،‌ به نظر می‌رسد که این باکتری و سیستم ایمنی بدن ما دوستان قدیمی هستند و این باکتری که به اختصار ام. واکایی نامیده می‌شود،‌ به نحوی جالب روی سیستم ایمنی بدن تاثیر می‌گذارد. وی می‌گوید: «ما فکر می‌کنیم ام.واکایی سلول‌های تنظیم‌کننده‌ را کاهش می‌دهد و از این طریق، می‌تواند پاسخ‌های ناخواسته را تعدیل کند یا حتی از بین ببرد.»

نحوه تاثیر ام.واکایی هر چه باشد، ‌سند دیگری به یافته‌های اخیر می‌افزاید که نشان می‌دهند باکتری‌ها نه تنها روی بدن، بلکه روی مغز ما هم تاثیر دارند. خود باکتری‌ها و تولیدات آن‌ها می‌توانند روی مغز و مسیرهایی که به مغز منتهی می‌شوند تاثیر بگذارند. البته هنوز مقاله‌های خیلی کمی در زمینه استفاده از باکتری‌ها برای تغییر رفتار وجود دارند.

در حقیقت یک نتیجه ضمنی و البته مهم این مطالعه، این است که غربی‌ها امروزه خیلی بیشتر به افسردگی دچار می‌شوند و خلق پایین‌تری را تجربه می‌کنند، چون با سبک جدید زندگی خود،‌ کم‌تر با موجوداتی مثل ام.واکایی روبرو میشوند. این فرضیه بهداشتی در اصل برای شیوع بیماری‌های آسم و آلرژی عنوان شده بود اما حالا دارد وارد حوزه بیماری‌های روانپزشکی و روان‌شناختی هم می‌شود.

بنابراین، آیا می‌توان از باکتری‌هایی چون ام.واکایی برای ایجاد احساس شادمانی یا رفع افسردگی در انسان‌ها استفاده کرد؟ خب، به نظر نمی‌رسد که استفاده از بیماران افسرده در این مطالعه، انتخاب خوبی برای گام بعدی مطالعه باشد. محققین قصد دارند مرحله بعدی مطالعه خود را با بیماران مبتلا به سرطان پروستات ادامه بدهند. اگر نتیجه باز همین باشد و ام.واکایی واقعا خلق و بهزیستی افراد را در این گروه افزایش بدهد،‌ ممکن است در قدم‌های بعدی، به ام.واکایی به عنوان درمان بالقوه اختلال افسردگی نگاه شود. البته اگر مکانیسم تاثیر این باکتری به درستی روشن شود،‌ می‌توان به ساخت داروهای جدید با استفاده از آن هم امیدوار بود.

برای درمان وسواس باید آنتی‌بیوتیک بخورید!

بهنوش خرم‌روز:‌ یکی از اختلالات روانی مهم و می‌توان گفت شایع، اختلال وسواس است. رفتار وسواسی می‌تواند پر از تکرار،‌ عدم اطمینان و دارای حد و مرزها و چارچوب‌های عجیب و غریب باشد. با پا به عرصه گذاشتن باکتری‌ها، ویروس‌ها و مانند آن، شاید لازم باشد برای درمان رفتار وسواسی،‌ گاهی به جای روان‌شناس، به سراغ آنتی‌بیوتیک‌ها بروید!

 

چنان که گفته شد،‌ مطالعات جدید، باورهای پیشین در زمینه عوامل اختلالات روانی را دچار تحول کرده‌اند. برخلاف انتظار بسیاری، مشخص شده که موجودات ذره‌بینی می‌توانند با ایجاد عفونت و تحریک سیستم ایمنی بدن، روی مغز و در نتیجه رفتار، تاثیر بسزایی داشته باشند، در حدی که فرد آلوده، رفتارهای عجیبی در حد یک اختلال روانی از خود نشان بدهد.

سامی مالونی، پسر 12 ساله سالمی بود که مثل اغلب هم‌سن و سال‌هایش، به مدرسه می‌رفت و علاقه زیادی به بازی داشت. یک روز مادر سامی متوجه شد که سامی به حیاط خلوت می‌رود و با چشمان بسته راه می‌رود،‌ وقتی از او پرسید چه می‌کند، سامی جواب داد مشغول حفظ کردن است. شخصیت سامی رو به تغییر گذاشت. روز بعد مادر متوجه شد که سامی باز با چشم بسته در حیاط خلوت راه می‌رود و تنها از در پشتی خانه استفاده می‌کند. بعد او شروع کرد به حبس کردن نفس خود هنگام راه رفتن، سپس تنها از لباس‌هایی با رنگ خاص استفاده می‌کرد،‌ به کسی اجازه نمی‌داد پنجره‌ها را باز کند و نمی‌گذاشت چراغ‌ها خاموش شوند. مادرش در این‌باره می‌گوید: «هر روز یک رفتار تازه ظهور می‌کرد. تنها در عرض 4 تا 6 هفته، ما کاملا درمانده شدیم.»

سامی ابتلا به وسواس و بعد اختلال توره مبتلا شد. (توره از انواع تیک است که با رفتارهای بدون کنترل پیچیده همراه می‌شود.)‌ با بدتر شدن حال سامی، یکی از دوستان خانواده پیشنهاد کرد که سامی تست ابتلا به استروپتوکوک بدهد. استروپتوکوک‌ها باکتری‌های شایعی در دوران کودکی هستند که اغلب علامتی بیشتر از گلودرد ندارند. در آن زمان سامی خیلی لاغر شده بود و بدنش پر از زخم‌ بود، چون بدن خود را می‌خراشید.

اثری از استروپتوکوک دیده نشد، ‌اما پزشک متوجه نوعی عفونت در بدن سامی شد. با شروع مصرف آنتی‌بیوتیک، علایم رو به بهبود گذاشت و بعد از 6 ماه درمان، ‌خانواده امیدوار شدند که حال سامی خوب خواهد شد. سامی 4 سال پیاپی تحت درمان با آنتی‌بیوتیک بود و هر بار از میزان دارو کم می‌کرد،‌ اختلال عود می‌کرد.

حالا سامی 20 ساله است و هیچ علامتی از ابتلا به وسواس یا اختلال روانی دیگری در او دیده نمی‌شود. چه می‌شد اگر کسی متوجه عفونت در بدن او نمی‌شد؟

به گزارش نیوساینتیست، پزشکان دانشگاه اوکلاهوما بر این باورند که سامی نمونه نادری نیست. دکتر کانینگهام سال‌ها است روی عفونت‌های استروپتوکوکی کودکی کار می‌کند که به گفته او،‌ می‌تواند باعث علایم توره، رفتارهای وسواس‌مانند و نوعی اختلال حرکتی به نام کره سیندنهام شود. (کره سیندنهام هم از اختلالات مربوط به تیک است و شامل هیجان‌های غیرقابل کنترل می‌شود).

به اعتقاد کانینگهام،‌ دست‌کم در مورد کره سیندنهام، آنتی‌بادی‌هایی که بدن در مقابل نوعی از باکتری‌های استروپتوکوکی می‌سازد،‌ گیرنده‌های قسمتی از مغز را که مسئول کنترل حرکتی است، می‌پوشاند. بدین ترتیب مانند مولکول‌های ناقل طبیعی اثر گذاشته و باعث آزاد شدن دوپامین در مغز می‌شوند که می‌تواند توضیح خوبی برای تیک و مشکلات هیجانی در کودکان آلوده باشد.

البته همه کودکانی که چنین علایمی دارند به عفونت با باکتری دچار نیستند. همچنین هیچ شاهدی مبنی بر این که واکسن‌ها بتوانند چنین تاثیری داشته باشند وجود ندارد.

بتی دیاموند، از موسسه پزشکی من‌هاست نیویورک هم در مطالعات خود نشان داده که آنتی‌بادی‌های مرتبط با بیماری خودایمنی سل جلدی،‌ می‌تواند به مغز رسیده و با چسبیدن به گیرنده‌های ان.ام.دی.ای،‌ باعث مرگ سلول‌های مغزی شود. .همین امر می‌تواند توضیحی برای تغییرات خلقی و کاهش توانایی شناختی در افراد مبتلا باشد.

تغییر رفتاری به دلیلی که آنتی‌بادی توانسته از مانع خونی مغزی رد شود و البته نوع آنتی‌بادی بستگی دارد.  وقتی مانع مغزی با التهاب دچار اختلال شود، آنتی‌بادی‌ها هیپوکامپ را نابود می‌کنند و باعث ایجاد اختلال در حافظه می‌شوند. وقتی مانع مغزی با هورمون استرس یعنی آدرنالین دچار آسیب شود، آنتی‌بادی‌ها غدد بادامی (آمیگدالا) را تخریب می‌کنند و باعث ایجاد احساس ترس در فرد می‌شوند.

دیاموند در این‌باره می‌گوید: «همه ما حتی وقتی هیچ بیماری نداریم، چندین تن آنتی‌بادی در بدن خود داریم و من مطمئنم این آنتی‌بادی‌ها روی مغز و در نتیجه رفتار و شخصیت ما تاثیر دارند.»

این مطالعات راهی تازه به سوی درمان اختلالات روانی هستند و مسیر ارزیابی و درمان اختلالات رفتاری و روانی را برای همیشه تغییر خواهند داد. 

نقش مهم میکروب‌های روده در محافظت از مغز

بررسی جدید محققان «انستیتوی کارولینسکا»ی سوئد با همکاری «افروز عباسپور» و دانشمندانی از امریکا و سنگاپور، بر روی موش‌ها نشان می‌دهد میکروب‌های حاضر در روده می‌توانند بر انسجام سد خونی مغز اثر بگذارند. این سد از مغز در برابر مواد مضر موجود در خون محافظت می‌کند.

 

به گزارش ایسنا، یافته‌های عباسپور و همکارانش شواهدی آزمایشگاهی مبنی بر این موضوع ارائه می‌دهند که میکروب‌های بومی بدن در سازوکاری مشارکت دارند که سد خونی مغزی را پیش از تولد می‌بندد. این نتایج همچنین از مشاهدات پیشین پشتیبانی می‌کنند مبنی بر این که میکروبیوت‌های‌ روده می‌توانند بر رشد و عملکرد مغز اثر بگذارند.

 

سد خونی مغز، مانعی بسیار گزینشی است که از ورود سلول‌ها و مولکول‌های ناخواسته موجود در جریان خون به مغز جلوگیری می‌کند. دستاورد تیم علمی بین‌المللی نشان می‌دهد انتقال مولکول‌ها در سراسر سد خونی مغز می‌تواند توسط میکروب‌های روده تعدیل شود و بنابراین این میکروب‌ها نقش مهمی در محافظت از مغز ایفا می‌کنند.

 

افروز عباسپور و همکارانش با مقایسه انسجام و رشد سد خونی مغزی بین دو گروه از موش‌ها به یافته‌های خود رسیدند. گروه اول جنین موش‌ها در محیطی بزرگ شدند که در معرض باکتری‌های عادی بدن رحم مادر بودند، در حالی که گروه دوم موسوم به «موش‌های عاری از باکتری»، در محیطی استریل و عاری از باکتری رشد کردند.

 

نتایج نشان داد وجود میکروبیوت‌های روده مادر در اواخر دوران بارداری، عبور آنتی‌بادی‌ها از جریان خون به درون بافت اصلی مغز جنین در حال رشد را مسدود کرد. در مقایسه، در جنین‌های موجود در رحم عاری از باکتری مادر، آنتی‌بادی‌ها به آسانی از سد خونی مغزی عبور کردند و در درون بافت اصلی مغز جنین‌ها شناسایی شدند.

 

تیم علمی همچنین نشان داد نوعی «نشتی» افزایش‌یافته سد خونی مغزی که در اوایل زندگی موش‌های عاری از باکتری مشاهده شد، در طول بزرگسالی نیز حفظ شد. جالب این جاست که این نشتی در صورت قرارگرفتن موش‌ها در معرض پیوند میکروب‌های معمولی روده، می‌توانست از بین برود.

 

این یافته‌ها شواهد آزمایشگاهی ارائه می‌دهند مبنی بر این که تغییرات در میکروبیوت‌های روده دارای پیامدهایی در عملکرد سدخونی مغز در سراسر عمر فرد خواهد بود. این تحقیق اهمیت میکروب‌های روده مادر در اوایل زندگی جنین را برجسته می‌کند و این که باکتری‌های طبیعی بدن اجزای یکپارچه‌ و جدانشدنی فیزیولوژی بدن هستند.

 

جزئیات این تحقیق در نشریه Science Translational Medicine قابل‌مشاهده است.